مرتضى مطهرى
369
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اقتصادى است و روابط اقتصادى جبراً متغير است و جبراً همه چيز بايد تغيير كند ، پس همه چيز حتماً تغيير مىكند . سخن علىّ الوردى مسئلهء مهمتر اين است كه عدهاى از نويسندگان عرب و مخصوصاً دكتر علىّ الوردى « 1 » در كتابهايش - ظاهراً بيشتر در كتاب مهزلة العقل البشرى - اصرار فراوان دارند كه از نظر منطق اسلام و قرآن زيربناى اجتماع ، اقتصاد است و بس . او به پارهاى از آيات قرآن هم استدلال مىكند كه قرآن مىگويد هرجا تغييراتى در جامعهاى پيدا شد ، ريشهاش را بايد در روابط اقتصادى افراد بشر نسبت به يكديگر جستجو كرد . ان شاء اللَّه ما در جلسهاى آن آياتى را كه او ذكر كرده ، مىآوريم تا ببينيم آيا اين استنباطى كه اينها از اسلام كردهاند درست است يا نه ، يكجانبه چند تا آيه را گرفتهاند و آيات ديگر را مورد غفلت قرار دادهاند ؟ و [ ببينيم كه ] بهطور كلى اسلام در گردش تاريخ براى چه عاملهايى اصالت قائل است ؟ . - ماركس مىگويد : زيربناى يك جامعه ، اقتصاد آن جامعه است و تمام مظاهر اجتماع از قبيل فرهنگ ، هنر ، مذهب ، سنن ، شكل و قوانين
--> ( 1 ) نويسندهء بسيار شيرين نويس عراقى و از خانوادههاى شيعهء عراق است . مرحوم آقاى امينى چند سال پيش كه ايران بودند و صحبت او را كرديم گفتند خاندانش اصلًا شيعه است ولى در عين حال كمونيست است ، يك كمونيست مسلمان ! يعنى واقعاً ، هم به اسلام اعتقاد دارد هم به كمونيزم ، و در كتابش كوشش مىكند ميان ماركسيسم و اسلام يك نوع سازگارى برقرار كند . كتابهايش خيلى شيرين است . كتاب بسيار شيرينى نوشته به نام وعّاظ السلاطين كه ترجمه هم شده است و يك كتاب اجتماعى است دربارهء روحانيتى كه از صدر اسلام پيدا شده كه به عقيدهء او اينها روحانيت اسلام نيستند ، روحانيت زورمندان و براى توجيه حكومت زورمندان هستند . كتاب ديگرى نوشته است راجع به نسبيت عقل . روح مطلب اين است كه مىخواهد عقل و فكر انسان را تابع مسائل اقتصادى بداند ، اسمش را گذاشته است مهزلة العقل البشرى . « مَهزلة » يك اصطلاح سينمايى است ، همين است كه امروز به آن كمدى مىگويند : « كمدى عقل بشر » . چند كتاب ديگر هم نوشته . اين دو كتابش را من از اول تا آخر خواندهام . كتاب ديگرى هم نوشته به نام الخوارق اللاشعور كه من قسمتى از آن را خواندهام . همهء كتابهايش شيرين است .